زیر سوال بردن شخصیت

زیر سوال بردن شخصیت

زیر سوال بردن شخصیت

زیر سوال بردن شخصیت یا تخریب شخصیت به هیچ عنوان خوب نیست شخصیت هم دیگر را زیر سوال ببرید ، بیشتر ما این تجربه را داشته ایم که اگر با کسی قراری داشته ایم و شخص ممکن است دیرتر به قرار رسیده باشد.

قولی داده که نتوانسته به آن عمل کند قبل از هرکاری حتمأ شرایط شخص را درنظر بگیریم.
و هرگز این اجازه را به خود ندهیم تا به شخص یا خانواده وی توهین کنیم

اصول اولیه

هیچگاه اصول اولیه را نادیده نگیرید :
بطور مثال: همیشه تمیز و مرتب بودن، وقت شناسی، رعایت ادب و احترام، خوش سخنی، دوری از دروغگویی و بدزبانی.
تفاوت فکری: سعی کنید نسبت به تفاوتهای یکدیگر احترام قائل شوید و طرف مقابل خود را مورد تمسخر قرار ندهید.
همیشه منصفانه در زندگی رفتار کنید تا فرد فکر نکند که به خاطر شما از خواسته ها چشم پوشی کرده است.
از دیدگاه قرآن، تربیتی سازنده است که انسان را متوجه ارزشهای خود کند تا در حفظ عزت نفس خویش بکوشد.

تخریب شخصیت

اگر والدین در مورد تخریب شخصیت کوچکترها چنین روشی را اعمال کنند در آینده دوگونه رفتار ممکن است از آنان بروز کند.
یا این تهدید و توهینها را می پذیرد و چیزی نمی گوید همانند آتشی زیر خاکستر میشود.
وقتی زمینه و یا موقعیتی فراهم گردید و کمی بالید و رشد کرد مثل فنر باز و عاصی و سرکش می شود.
رفتار آزاد منشانه و محترمانه و درک احساسات کودک سبب می گردد که او احساس قدر و ارزش کند.
پس این ما هستیم که باید با آگاهی از مسأله زیر سوال بردن شخصیت در روانشناسی کودک، به روشهای جدید آن عمل کنیم و در تغییر و تعویض رفتار خود کوشا باشیم.

نکاتی در مورد زیر سوال بردن شخصیت

▪ کودکان وقتی با تشویق زندگی کنند با اعتماد به نفس باشد.
▪ کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
▪ وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
▪ وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
▪ وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.
▪ وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
▪ وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.
▪ اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
▪ اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
▪ اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.
اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.
▪ اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.
▪ اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.
▪ اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.
▪ اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.
▪ اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *